![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
مانی کوچولو
ارش کوچولو بچه های بردخون فقط برای تو سورا سایت خبری بندر دیر رسپینا اخبار بردخون-زحمتکش فهرست روزنامه های ایران عشقی به رنگ آبی عسل....دختر مهتاب مردود کردوان مجید مجتبی سعیدی آپلود عکس اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: |
گلهای بابا
سلام به همه شما خوبان از اینکه ما را شرمنده خود کردین ممنونیم
|+| نوشته شده توسط مجید در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 20:29
![]() ![]() ![]() ![]() |+| نوشته شده توسط مجید در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ساعت 3:14
|+| نوشته شده توسط مجید در شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت 23:35
![]() |+| نوشته شده توسط مجید در شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت 20:34
وضعیت قرمز...روی میزم، تقویم کوچکی دارم که از وقت دکتر تا تولد دوستام و روز آشنایی و یا خداحافظی با عزیزی ر ا در آن ثبت کردم تا فراموش نکنم. تا همیشه به خاطر داشته باشم که چه می کردم و یا قرار بر این بود که چه کنم، اما نشد.... |+| نوشته شده توسط مجید در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 0:4
التماس دعا
شهادت حضرت علی (ع)تسلیت باد ....
بسم الله القاصم الجبارین
گویند علی (ع) را که خدا بود ، نبود گویند که از خدا جدا بود ، نبود من در عجبم میان این بود و نبود این بود چه بودی است که هم بود و نبود !!!!!
سالروز شهادت یگانه حامی یتیمان بر همه دوستدارانش تسلیت باد .
توی این شبای عزیز من رو هم از یاد نبرید .منم به یاد تک تک دوستان خوبم هستم . التماس دعا ..... در پناه حق ..... |+| نوشته شده توسط مجید در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 22:34
رمضان: بخدای کعبه کامیاب شدم!
بخدای کعبه کامیاب شدم!
که ناگاه لب های علی حرکت کرد: چه گفت؟ لابد از درد نالید؟ ـ نه! لابد از دشمن گله کرد؟ ـ نه! لابد، طبیب و دارو طلب نمود؟ ـ نه! پس چه گفت؟ کلمه ای گفت که تاریخ کهن در قاموس زندگی هیچ بشری سراغ ندارد. گفت: «فزت و رب الکعبه» بخدای کعبه که رستگار و کامیاب شدم! |+| نوشته شده توسط مجید در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 22:25
|